تبليغاتX
تلاوت سبز شبنم
تلاوت سبز شبنم

بادوستان همدلم قرار گذاشته بودم که دیگر پست های حزین را بخوانش شان قرار ندهم - ولی نتوانستم .ناشادکجارود که شاد شود // ازقیدوبند رنجها آزاد شود .ای هموطن ! ای همصدا ! وقتی شاهد گریه های اطفال معصوم افغانستان که از طرف دولت اسلامی ایران ردمرز شده اند وبرف سرد وظالم فرش راه شان شده ازطریق تلویزیون جهانی آریانا شدم دیگرنتوانستم شاد باشم وشاد بنویسم .قطره قطره اشک شدم وذره ذره آب ! خواستم چند سطری بنویسم تا بدین طریق بتوانم چیزی را بنام (نوشته) همراه وهمصدای اشکهایم داشته باشم :

های های جناب آیت اله ها ! به فریاد یخ زده ی اطفال معصوم وردمرز افغان گوش دهید !!!

شما امروز شهادت امام حسین نواسه ی پیامبرخدا را عزا گرفته اید آیا میدانید که همان حسین رحم وشفقت داشت ؟ امروز درین سوگواری حسین (ع) - درین ایامی که زمین ودرودیوار شهر هرات شاهد سردترین ایام زمستان زیر- ۱۶ درجه است خود نیز میگیرید چونکه جایی درآغوش ندارد تا به گرمی اش- این معصومین ومظلومین را پناه دهد.کجاست آن غریب نوازی شما که اولاده ی حضرت رسول خدارا بنام امام رضای (غریب) میپرستید ؟ بس کنید ! دیگر دست ازین بیرحمی بردارید ! امروز افغانستان شاهد دوعاشورااست وما افغانها دوعاشورارا به نوحه نشسته ایم. اشکهای سرد آنان را که در باطن سوزوآه دارد ببینید ! نشود که روزی همان اشکها - بحری شود که جابرین و ظالمین درآن غرق گردند وبرای نجات شان نه کدام ساحلی باشد ونه کدام ناخدایی ! فریاد یخ زده ی این کودکان مجبور- آتش سوزنده ی درخود نهان دارد نشود که همان ( آتش دوزخ ) باشد برای سوختاندن ظالم واجر ظلمهای او !!!

نوشته شده در تاريخ 18 Jan 2008 توسط  مهرانگیزساحل |
با سلامی به زیبایی لحاف  سفید برف روی شهر کابل به تمام دوستان نازنینم وفرهحیختگانی که همیشه

دروازه این غمسرا را بامحبت کشوده اند و اکثرآ مرا توصیه نموده ونظرات پرلطف شان را

 نوشته اند که : من باید از غمها نه بل ازخوشی ها بگویم وبنویسم و...اما من خود درحیرتم که

هرباریکه قلم بدست گرفته ام تا احساسم را به رشته ی تحریر درآورم ازآن سطور دلخور آفریده

 شده... واین بار به دوستان عزیز وصاحبنظرم وعده میدهم که دیگر غم نویسی ها را کنار گذاشته

 و داشته های را به خوانش شما دلداران ادب قرار دهم تا لااقل اندکی آهنگ شاد رامحتوآ باشد

(گرچه تااندازه ی مشکل است چون دست خودم نیست  ).

 تاآندم - یک رباعی و یک کوتاه سروده... فدای حوصله مندی شما ! مهرانگیز

                                    

                

ای نازنین بگو که تمنای کیستی ؟

دلبرده ی کی - زیب غزلهای کیستی ؟

دردفتر غزل ودل واژه های عشق

تصویر یک حکایت زیبای کیستی؟

قسم به بنیادگر اشک ولبخند که آب چشمانت را باآتش لبانم خشکانیده - وگل لبخند را در جنت سرخ لبانت میکارم !

نوشته شده در تاريخ 4 Jan 2008 توسط  مهرانگیزساحل |
                    
نوشته شده در تاريخ 26 Dec 2007 توسط  مهرانگیزساحل |
Blog Skin