قصه ما قصه ای ناتمام شد
قصه ای ما قصه ای گل شمشاد بود... ناشگفته پرپرشد
ناتمام شد
قصه ای ما قصه موج محبت بردریای دل بود...
برجزیره ای بیوفایی خشکیـــــــــــــد
ناتمام شد
قصه ای ماقصه ای زاد اشجارونهالان بود...ناشگفته پژمرد
ناتمام شد
قصه ای ما قصه ای شجر موسی بود... آتش نشد
ناتمام شد
قصه ای ما قصه ای سرخی لبهای یاربود...ساقی نشد
ناتمام شد
قصه ای ماقصه ای ابرهای رحمت بود...باران نشد
ناتمام شد
قصه ای ماقصه ای نمایش اجسام ستارگان بود...شب نشد
ناتمام شد
قصه ای ما قصه ای بزم خرابات بود ...سازنشد
ناتمام شد
قصه ای ماقصه ای پیامبری خدابود... امت نشد
ناتمام شد
قصه ای ما قصه ای سفربکوی مجنون بود...لیلی نشد
ناتمام شد
قصه ای ماقصه ای ناگفته واژه های محبت بود...بیان نشد
ناتمام شد
آری .......قصه ای ما ناتمام شد !
لحظه ای دیدارتو خورشید معنا میشود .
..........................
شادبودن آسان نیست . شادبودن میتواند یکی ازبزرگترین مبارزات مادرصحنه ای زندگی باشد ولی بقول (کازانتزا ) : قلم ورنگ دراختیارشماست بهشتی رانقاشی کنید وبعد وارد آن شوید . دوستان خوبم ! آیا این پیام یک هشدار زیبانیست ؟؟؟
