تبليغاتX
شبی درساحل
شبی درساحل

 طنزگونه :                صحرای محشر

دیشب یک خواب خطرناک دیدم خدا خوب کند. هرچه تعبیرشه خوب کردم بازهم دلم طاقت نکرد فکر کردم بشمادوستان هم قصه کنم شاید شماتعبیرخوبتر کنید .مرا بیم روزقیامت گرفته چراکه مه (صحرای محشر ) را بخواب دیدیم :می بینم که وقتی یک نفره بعدازسوال وجواب روانه بهشت میساختند این مردم که همه شاهد صحنه اندچه قیامتی را سر آن بیچاره برپامیکردند چقدر طعنه میدادند:او خدا ای خوچندان آدمی نبودیک مدیرک پچل بودخداوراستی رشوت گرفته جان مردمه کشیده بود. اوه اوه او دگه ره ببین ۲۴ ساعت نمازمیخواند مگر به زیر ریشش ۲۴ هزار شیطان (خو) کرده بود . وی خدایا توبه او زنه سیل کنین (شوی) وخانه خوده ایلا داده بود وهمرای یک نفر گریخته بود .مه هم گناه کدیم مگر ایقه زیاد برابر او زن نی اول مره چرا به بهشت روان نمیکنن ؟مرد آرامی که درجمع همه ما شاهد اینهمه گپ ها بود اعصابش خراب شد : او بیادرا او همشیرا ! ازبرای خدا اینجه خو سرویس های ملی بس و کنسرت اسد بدیع و فرهاددریا نیست که وارخطا می شین .هرکس به نوبت . نی نی مه نمیخواهم که همرای اوزن گریختگی یک جا به بهشت باشم پس فرق من و او چه شد / راست میگه مام نمیخواهم که همرای او وطن فروش که سالها دربین اشرار کار کده به یک بهشت باشم / اشرار؟...ههههه ... تو خادیسته به بهشت چه؟ سالها سرچوکی نشستی وبچه های مردم بیچاره ره به جنگ روان کدی بهشت جای خادیست ها نیست ./او خواننده چرا بهشتی شد چندان صدا هم نداشت به آروسی ها وکنسرتها میرفت بخاطر پول...ازو کده مه زیاد طرفدار داشتم بسیار (سی دی ) کشیدم بمردم بسیار خدمت کدم .اونو کل ده مندئی دکان داشت مگر زیر ترازوی خود آئین روبا (مقناطیس) چسپانده بودمردمه بازی میداد /او لجبازه سیل کنین که ازلج برنامه وبعدازمه برنامه افغانی به تلویزیون نشرمیکرد خیالش که ازبرنامه مه که طرفدارانش زیاد میشه./ وبازهمان مرد خونسرد بافریاد : به لیاظ خدا بس کنین چه قیامته انداختین؟ شما از روزقیامت (صحرای محشر ) دومه ساختین یارااااا  هیچ دیده ندارین که یکی آرام شوه . بخیالم که شما ازخدا کده بهتر میفامین که کی گناهکار است وکی بیگناه ؟ ها ؟ منکه تاآن لحظه درآن جمع بودم وکدام دعوایی نداشتم ولی نمیدانم چطور برایم معلوم بود که منهم یگان نوشته گک ها میکردم یکبار مرا بیم ازی گرفت که اگرمراهم طرف بهشت روان کنند چه گپ های خواهم شنید :او چرا به بهشت میره ؟ همرای نوشته ها وشعرهای خود فکر وذهن مردمه خراب کرده بود .ترس سراپایم را میلرزاند که یکبار از چیغ خود از جای خواب پریدم .تیزتیز نفسک میزدم. تا فردای آن متوجه شدم که لبانم از توخال ( تب خال ) پر شده   . حال شما عزیزان خواب مرا تعبیر کنید .  

نوشته شده در 20 Jan 2006ساعت توسط مهرانگیزساحل| |

                            

به کسی باورنکن که نزدت بیایدوبگوید: خیلی دوستت دارم ولی به آن

یکی باور کن که باچشمان اشک آلود نزدت آمده وبپرسد ت :

 تو مرا دوست نداری ؟؟؟؟؟

نوشته شده در 5 Jan 2006ساعت توسط مهرانگیزساحل| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ